خط داستانی
شبی در شهر فرامیرسد و نمایشی باشکوه و جسورانه آغاز میشود. مور که خواننده در کلوپ ایتهوون است، ترنسجندر است که میخواست بالرینا شود. تماشاگران تشویق میکنند اما مور از کار طولانی خود خسته است و در زمان مناسبی برای اجرای ۵۰ مین سال سنگ نوشته استونوال قرار میگیرد و با کفشهای پاشنهبلند به صحنه میرود