خط داستانی
پس از چند سال زندگی در لندن، رامونا و دوست پسرش نیکو به مادرید بازمیگردند، جایی که او امیدوار است کارنامه بازیگریاش را از سر بگیرد. شب قبل از اولین آزمونش، او با برونو، مردی مسنتر، ملاقات میکند. روز بعد، در آزمون، او متوجه میشود که برونو کارگردان فیلم است.