قفس
The Cage
یک فیلم بیصدا در یک استودیو آغاز میشود: یک هنرمند نشسته و یک زن برهنه ایستاده است؛ یک صفحه میسوزد، برشهای کاغذی ظاهر میشوند و تصاویر تحریف میشوند. هنرمند چشمش را برمیدارد؛ آن از دستش میافتد و در حالی که میچرخد، تصاویر را میبیند. مردی سقوط میکند و اشیاء در استودیو بر روی او میافتند، او هنرمند نیست. زنی از مردی در لباس آزمایشگاهی کمک میگیرد؛ او و مرد روی زمین بر سر یک شاتگان میجنگند. در بیرون، در شهر، مردم و خودروها به عقب حرکت میکنند. در خیابان، کسانی که از استودیو آمدهاند دختری را که تره دزدیده تعقیب میکنند. در چشمانداز معکوس شهری، آنها به جلو حرکت میکنند. آنها به سمت یک پارک تفریحی در کنار دریا میدوند. هنرمند دنبالش میکند، سرش در یک قفس پرنده است. آیا او به زن کمککننده میرسد یا نه؟