خط داستانی
ایمی کلاور بزرگ شده بود با این فکر که پدرش مرده است. در هشتمین تولدش جعبهای از داراییهای پدرش را مییابد و درون آن عکسهای قدیمی از پدرش در یونیفورم نظامی پیدا میکند. او با کمک دوست دوران سربازی پدرش میفهمد که پدرش در هیچ گورستانی دفن نشده است و این احتمال وجود دارد که زنده باشد. او سعی میکند دوباره با پدرش ارتباط بگیرد تا خاطرهاش را بازگرداند.