خط داستانی
الهه رقص داستان جولی را دنبال میکند که از لندن به استودیوهای رقص کان در نیویورک میآید با یک رویای ساده – تبدیل شدن به بزرگترین رقصنده جهان. او آتش در دل دارد و معتقد است با ارتباطات درست، نیازی به شانس ندارد. جولی بلافاصله با رقصنده اصلی، مایک، رابطهای برقرار میکند که باعث ناراحتی شریک رقص مایک و دوستدختر مخفی/نه چندان مخفی و معتاد به ماریجوانا، مگی، میشود. جولی و مایک از همان ابتدا به خوبی با هم هماهنگ میشوند و شروع به خواندن اولین آهنگ فیلم، "رویای خود را دنبال کن"، میکنند. آیا داک (کارگردان خود، حمید کان) الهه رقص خود را پیدا کرده است؟ جولی به زودی خود را در نبردی بین خواستههای قلبیاش (مایک) و رویاهایش (رقص) مییابد. چرا نمیتواند هر دو را داشته باشد؟ با کمک داک، جولی با جک – یک تهیهکننده مشهور – ملاقات میکند که قول میدهد او را به برادوی برساند.