خط داستانی
چشمانی اندوهگین روزهای تابستان گرم را فرامیگیرد. کلئئو در خیالپردازی با دخترهایش فرو میرود، دختران علامتها و آیینهای پنهانی را به اشتراک میگذارند. به آرامی در تصاویر امپرسیونیستی، فضای خالی که با مرگ خواهری کلئئو در خانواده ایجاد شده است به صورت شاعرانه احاطه میشود.