خط داستانی
چند ساعت پس از اعدام سانچز براوو، خواهرش آخرین شب محکوم را روایت میکند. مادر اوتاگی درباره زندگی پسرش و آخرین گفتوگویی که با او داشت صحبت میکند. مادر تکی نیز از همبستگی روستایشان میگوید، جایی که او به عنوان یک بیوه با هفت فرزند به مدت یازده سال زندگی کرده است. او محاکمه «شبحی»، شکنجه و قتل پسرش را محکوم میکند.