خط داستانی
یک مرد جوان، زمانی که کلیسا و والدینش میفهمند که او همجنسگراست، مورد آزمایش قرار میگیرد و بلافاصله منزوی و طرد میشود. او به سفری از خودپذیری، التیام و احتمالاً یافتن عشقی ناب با یک پیشخدمت محلی پرتاب میشود. در میان سردرگمی، طردشدگی و مصیبت، این امید وجود دارد که او بداند تنها نیست و هنوز هم امکان ارتباط با خدا برایش وجود دارد.