هالووین است. کامیلا در بیرون از مدرسهاش ایستاده است. او به دور و برش نگاه میکند تا پدرش را پیدا کند، اما مادرش پاولا به جای او منتظر است. او دختر کوچک را به نانوایی میبرد و به او میگوید هر چه میخواهد بردارد: امروز یک روز خاص است. در خانه، پاولا او را به عنوان یک زامبی لباس میکند. لحظهی منتظر شده «شیرینی یا ترفند» در حال نزدیک شدن است. هودی با دو سوراخ برای چشمها صورتش را میپوشاند. کامیلا در خیابانهای شهرش دست در دست مادرش راه میرود. اما زن برنامهی متفاوتی دارد.