ری به سانى وعده داده است که یک آخر هفته دیجیتال دتوکس در طبیعت داشته باشند قبل از اینکه برای همیشه از گوشیهای هوشمند قدیمی خود خداحافظی کنند و یک ایمپلنت مدرنتر بگیرند. یک شعله خورشیدی غولپیکر تمام فناوری را در زمین از بین میبرد و سانى و ری مجبور میشوند بدون هیچ ابزار تکنولوژیکی به شهر برگردند. آنها با لیز ملاقات میکنند، که جان آنها را نجات میدهد و میخواهد راهی به شهر نشان دهد. اما در دنیایی که هیچ چیز مانند گذشته نیست، سوالات اعتماد و وفاداری مطرح میشود.