خط داستانی
دکتر سونیل گاپتا زندگی مرفهی با همسرش آیاتی دارد. اگرچه سالها ازدواج کردهاند اما فرزندی ندارند. آیاتی یکبار باردار شد اما بچه به دنیا نیامد. آیاتی تصمیم میگیرد برای استراحت به ویلا در کاندالا سفر کند که در همسایگی خانه همسرش است. با تزیین ویلا توسط ویند، که به عنوان همدانشگاهی او را به یاد میآورد، هر دو زمان زیادی را با هم میگذرانند. وقتی ویند درمییابد که آیاتی در اغلب وقت تنهاست، به او پیشنهاد میدهد اما آیاتی او را رد میکند؛ درگیری بدنی به وجود میآید، آیاتی با کلت شلیک میکند و ویند از پلهها میافتد و میمیرد. ویدیا به آیاتی در دوربردن جسد کمک میکند.