خط داستانی
ماتیلده، یک راهبه است که به قدرت ایمان اعتقاد دارد. او به طور مخفیانه روزهای عرفانی را آغاز میکند تا آنچه را که سیل بزرگ دوم میداند، پایان دهد. النا، زنی لاغر و مدگرا است که از چاقی دخترش شرمنده است. او حاضر است هر کاری انجام دهد تا دخترش، لیندا، لاغر شود تا در روز اولین مراسم کمونیونش مانند یک پرنسس کوچک به نظر برسد. در همین حال، شوهر النا، گوستاو، که استاد معماری است، نمیتواند با استخوانهای همسرش در لحظات صمیمی کنار بیاید و بنابراین توجهش به یک دانشجوی پُر و پیمان میافتد.