خط داستانی
تشولسو پسري شيطانصفي است که هميشه به ديگران شوخي ميکرد. روزي مانند هميشه به يک نفر آزار ميدهد، با يک دانشآموز تازهوارد به نام يونگي برخورد ميکند که همکلاس او ميشود و او را دوست ميدارد. يونگي دختري پيشرفته و باهوش است که تنها با مادربزرگش زندگي ميکند. مادربزرگش صاحب يک فروشگاه گل است و يونگي با تحويل دادن گلها به مادربزرگش کمک ميکند. هرچند يونگي شاد بهنظر ميرسد، دروني دلش مادران فقيدش را از دست داده است.