خط داستانی
چوپانی جوان در جامعه ایندیایک خبرهای نحس از شمن جامعه میشنود. به زودی واحدی از جبهه روشن به جامعه میرسد و مقامات را ترور میکند. جبهه روشن به Jeremías مأموریتهایی میدهد که او انجام نمیدهد. هنگامی که ارتش میآید، او باید فرار کند و به لیما میرود تا به پدرخواندهاش برسد، در چندین کار مشغول میشود اما به طور مداوم در تعقیب پلیس است. کمکم میفهمد که این omen تحقق یافته و لیما شهری نفرینشده است.