هیولاها
Monsters
ستان کودک نگران و تخیلات زنده ای دارد. او با مادر و خواهرش در نزد یکی از بیمارستان روانی زندگی می کند که ترسناک است. خواهر بزرگتر او که بداخلاق است فکر می کند استن عذاب آور است و تهدید می کند که او را بکشد. هرگاه شب می شود، تمام این تصاویر در رویاهای او بازمی گردند.