سایههای الکتریکی
Electric Shadows
بدون دلیل مشخصی، یک زن جوان لال به یک جوان که آب را با دوچرخه حمل میکند حمله میکند و او را زخمی کرده و دوچرخهاش را خراب میکند. به طرز شگفتانگیزی، او از او میخواهد که در زمان بازداشتش به ماهیهایش غذا بدهد. او متوجه میشود که آپارتمان کوچک او، یک معبد برای فرار مورد علاقهاش، یعنی سینما است.