خط داستانی
تیم کانتل، مردی با ظاهری شرور، در یک بار مشغول نوشیدن است. دختر صاحب بار وارد میشود و تیم، که کمی مست است، سعی میکند او را ببوسد. او تلاش میکند از دست او فرار کند. برونچو بیلی وارد میشود و اسلحهاش را میکشد. تیم فرار میکند. تیم سوار بر اسبش میشود و دور میشود. وقتی به خانهای در تپه نزدیک میشود، آنی فارگو را میبیند که از خانهاش بیرون میدود و پدرش او را نفرین میکند. تیم او را میگیرد و میبوسد. او به صورتش ضربه میزند و فریاد میزند. پدرش سپس بیرون میآید و تیم را دور میکند. او آنی را به خانه برمیگرداند و با اسلحهاش او را دنبال میکند. تیم قسم میخورد که انتقام بگیرد.