خط داستانی
این فیلم بر اساس نمایشی از هیساشی اینوئه ساخته شده و بر رنجهای بازماندگان هیروشیما تمرکز دارد. داستان در طول ۴ روز در تابستان ۱۹۴۸ اتفاق میافتد، زمانی که روح پدرش به میتسوه (ریه میاما) سر میزند. او به نوعی متوجه شده که او عاشق شده و سعی میکند او را متقاعد کند که زندگی جدیدی را آغاز کند. اما میتسوه به طور سرسختانهای از تشویقهای گرم و شوخطبعانهاش امتناع میکند: «در جای من مردم کشته شدند. من حق ندارم خوشبختی را پیدا کنم»، او میگوید.