خط داستانی
کتابداغی ماتانگ باتو روستایی است که گذشتهٔ پر از رازهای تاریکی را در خود نگه میدارد و دوباره آنها را میپاید. قهرمان ناشناختهٔ ما، تیکبوی، نوجوانی ضعیف است که به دنبال افتخار پدربزرگش از طریق شرکت در نمایش Moro-Moro است. اما او نمیداند که زندگیاش فراتر از بازیگری تئاتر است. ناگهان هیولاها به هر سو ظاهر میشوند و با فرماندهٔ کدهٔ رِگالادو احیا و کنترل میشوند و دهکده را به وحشت میاندازند. با کمک یک کهنسال راهنما به نام تولیِنتِ کولِگ، او گذشتهٔ خود را میآموزد و میفهمد چگونه به نجات روستا کمک کند. تبدیل میشود به فرماندهٔ بَوآنگ، مسلح به بمبهای سیرابی سیرِ سیرگاهی و نیروی ماورایی، و راهی میشود تا نبردی را که پدرش بیست سال پیش آغاز کرده بود پایان دهد.