خط داستانی
"چاک" پیترز، قمارباز، عاشق نل برایلی، دختر صاحب سالون شهر است. اما نل عاشق باب کولمن، دامدار است. پیامرسان اکسپرس در جنگل مورد حمله قرار میگیرد و دزد فرار میکند و یک بند کلاه مار به عنوان سرنخی باقی میگذارد. کولمن ارثی به دست میآورد و در حین سوار شدن به سمت شهر بعدی، بند کلاه را پیدا کرده و آن را دور کلاه سمبررویش میبندد.