هاریب مین الایام
Harib min Al-Ayyam
هیچکس نمیتواند با باند الدفرواوی که در حال ویرانی است، مقابله کند. یک جوان احمق با یک طبل در شهر پرسه میزند و دختری از روستا به او همدردی میکند، اما او را دوست ندارد. ما متوجه میشویم که این احمق هیچکس جز رهبر باند نیست.