خط داستانی
وقتی هم داشتم مواد تصویربرداری را که در نهایت در «نگاه به دریا» به کار میرفتند میگرفتم روی این صخرههای غربی ایرلند ایستاده بودم و به غرب و خورشید نگاه میکردم و به مهاجرانی که برای فرار از گرسنگی قصد ترک ایرلند را داشتند و با همان منظر مواجه میشدند فکر میکردم. آنان دریای عظیم و پیچیده را مانعی میدیدند. اینکه نور دریا چقدر فریبنده است و نیز وقتی روی ساحل ایستادهایم، دریای چیزی کاملاً نامفهوم است. به یاد دارم قطعهای از نویسندهای چون هنری دیوید_thoreau در «کِیپ کُد» را به خاطر آوردم که درباره کشتیای که در کوهِسِت برخورد کرد و تأملی شگرف درباره پیامدهای کشتی بیسرانجام سنت-جان بود که از گالوی فرا رسیده بود.