خط داستانی
یک پنگوئن باادب به супермаркیت کده میرود تا چای پیدا کند. مقدار زیادی گوشت سُسخورده وجود دارد، قصابِ آوازخوانی در کنار فروشندۀ آسماتی که به خودش در سوم شخص اشاره میکند، کارمند باچشمهای گشاد، و تکهای شل از پای هشتپا که در حال چرخش است. اما چای؟ آیا او باید راهرو شمارهٔ بی را امتحان کند؟