خط داستانی
یک پاشا سابق در املاک خود با دخترش زندگی میکند، در حالی که پسرش با معشوقهاش در قاهره زندگی میکند. همچنین در این املاک یک پزشک فقیر با دخترش و عمهاش زندگی میکند. رابطهای بین دختر پاشا و پسر پاشای دیگری شکل میگیرد. پدر برای درمان چشمش به قاهره سفر میکند و در طول اقامتش در قاهره سعی میکند پسر و پدر را آشتی دهد. وقتی به املاک برمیگردد، پاشا را متقاعد میکند که پسرش دلتنگ اوست و میخواهد او را ببیند. پدر این را باور میکند و تلگرافی به پسرش میفرستد و او را دعوت میکند.