خط داستانی
آموس بنتلی در چندین معنا با مشکلاتی روبرو بود. او به قدری در تنگنا بود که مجبور شد مبلمان آپارتمان کوچک خود را بفروشد تا بدهیهایش را پرداخت کند. با این حال، اوضاع به سمت بهتری برایش پیش میرفت. او به عنوان مهمان دوستانش دعوت شد و بین او و دختر خانواده نوعی علاقه قلبی وجود داشت. در ابتدا تمایلی به قبول دعوت نداشت، اما به خواستههای دوستش، برادر دختر، تن داد و به خانه میزبان رفت. متأسفانه، لباس زیر او در جایی نسبتاً مشهود پاره شد و در تلاش برای پنهان کردن پارگی در حین برگزاری مهمانی، آموس زجر زیادی را متحمل شد. سرانجام، او به اتاق نامزد احتمالیاش راهنمایی شد و در حین جستجوی سوزن و نخ، توسط پدرش که هنوز با آموس آشنا نشده بود، کشف شد.