خط داستانی
یک دندانپزشک برای بیماران desperate است. همسرش ایدهای دارد که چگونه میتواند آنها را به دست آورد. او با چند مرد در خیابان ملاقات میکند و آنها را به آپارتمانشان میبرد، جایی که در لحظه مناسب، شوهر حسودش آنها را میبیند. طبیعی است که آنها تظاهر میکنند که برای کشیدن دندانهایشان آمدهاند. در نهایت، همه آنها در مقابل خانه علیه دندانپزشک توطئه میکنند و به سمت مرد بیچاره حمله میکنند.