خط داستانی
جوانی مِره در آستانه به پایان است و مانند دوستانش نمی داند با زندگی خود چه کند. تحصیل پزشکی در بهترین حالت راهنمایی مبهم است؛ دختروان در افق ظاهر می شوند، ثباتی در این جوان بیست و چند ساله که کودکانه گی اش در علاقه به صحنه رِیو نهفته است وجود ندارد؛ در این گسترش جوانی در جست و جوی لحظه های موقّت شادی است.