خط داستانی
کار تصویری میچل گرِیل از دیواری ملموس به عنوان کوچکترین عنصر قابل تشخیص فرهنگ موسیقی شهری استفاده میکند که فضایی را میسازد. سازمان بصری این سطح نمایشی که به سختی قابل تشخیص است در قالب ساختار موسیقی تاکاشی فومی ماتسو حل میشود. تصاویر نه تون را نشان میدهند و نه ریتم را؛ آنها از منطق طرح آکوستیک پیروی میکنند تا از طریق پردازش صداهای یافته، هنر شنیدن جدیدی بیافرینند. دوربین حرکتی جستوجوی موازی را در امتداد سطح خشن انجام میدهد. تصاویر که قابل تفکیک نیستند، در برابر زیباییشناسی نمایشی مقاوماند و مناظر فضایی و اشکال گذرا که بیانگر عدم تکرارپذیری و بداههپردازیاند، در کشمکش بین تمرکز بر ترکها و شکافها و عبور دوربین از میان آنها ظاهر میشوند. تقلیل به پایههای پلاستیکال و حسی چشم بیننده را با قابل فهم ساختن ساختار حساس میکند.