خط داستانی
این فیلم داستان مردی را روایت میکند که به زنی که او را برای شخص دیگری ربوده است، عاشق میشود. صادق آقا میخواهد دختر راسیم آقا، زینب را به دست آورد. اما راسیم آقا از دادن دخترش به او امتناع میکند. صادق آقا که میخواهد زینب را داشته باشد، راه حلی در ربودن او پیدا میکند. او از بانو، دزد معروف اسب در منطقه، میخواهد که دختر را بدزدد. بانو زینب را در ازای مبلغی پول میدزدد و او را به صادق آقا تحویل میدهد. صادق آقا بلافاصله شروع به آمادهسازی برای عروسی میکند. در همین حین، بانو از کاری که کرده پشیمان میشود. او به املاک صادق آقا حمله میکند، زینب را میگیرد و او را به پدرش برمیگرداند. پس از این وقایع، بانو و زینب به یکدیگر عاشق میشوند.