خط داستانی
ناشا که کودکِ بیپرِورِ شودار کنی است به کار در کارگاه کفشِ جایی که مادرش کار میکرد میآید. اینجا او دوستانی مییابد، با دشواریهای نخست روبهرو میشود و با همسر آیندهاش آندری بوروو آشنا میشود، سردبیر روزنامهٔ کارگاه. با سازماندهی کارگاهی تجربی، ناچا به زودی رهبر کارگاه میشود. اما همه چیز در خانواده خوب پیش نمیرود. اَوسِید به نوشتن کتاب، اندری به سیبری میرود