دستمال سفید
White Handkerchief
این فیلم داستان جوانانی را روایت میکند که در دو روستای دشمن به یکدیگر عاشق میشوند. بین روستای اورن و روستای علاکا خصومت وجود دارد. با این حال، هیچکس نمیداند مشکلات بین این دو روستا چیست. حسن از روستای علاکا است و عاشق دختری به نام زلیخا از روستای دیگر به نام رستم است. این دو جوان گاهی اوقات با یکدیگر ملاقات میکنند و همه از این موضوع باخبرند. اما هیچکس به خاطر مراد، که دوست حسن است و در روستای اورن زندگی میکند، چیزی نمیگوید. بزرگان علاکا به روستای اورن میروند تا دختر را از پدرش بخواهند. همه امیدوارند که با این ازدواج خصومتها بین دو روستا پایان یابد. اما رستم با این ازدواج مخالف است. داستان ادامه مییابد...