خط داستانی
کو مینهد آشنا از ثروتمندان خانوادهٔ کومار آگنهوتری است که با پدر و مادرش در ارتباط است و عاشق مالا باید پاجی است و آنها قصد ازدواج دارند. کومار همچنین مشتزنی را دوست دارد که مادر جانی از آن متنفر است و امید دارد به زودی آن را ترک کند. وقتی اعضای آگنیتری زن جوانی به نام گانگا را به خانه میآورند و او را به عنوان دوست دوران کودکی جانی به کومار معرفی میکنند، کومار متوجه میشود گانگا مادر بیولوژیکی او است و پدرش اجای کومار قهرمان ملی بود که به دست سه مرد از روی تمایل به باختن کتک خورده بود. در حالی که جانی میترسد پسرش را به گانگا بدهد، کومار تصمیم به انتقام مرگ پدر بیولوژیکش میگیرد، بیآن که بداند به سرنوشتی که پدرش سالها پیش داشت دچار خواهد شد.