خط داستانی
در یکی از روستاهای دورافتاده، سعادیه با زیبایی و نادانیاش به طبیعت خویش وفادار است. ابراهیم پسر شیفته و بازیگوش از سادهدلی او سؤاستفاده میکند و نامحرمی را از او میرباید. ترس از واکنش خانوادهاش فرار میکند و بچهای نامشروع به دنیا میآورد. او پناهگاهی با یک آهنگساز بااستعداد مییابد و فرار میکند. عشق بین آنها شکوفا میشود و زندگی تازهای آغاز میشود. سرانجام خانوادهاش به اشتباه محل اقامت او را پیدا میکند. آیا آنها او را خواهند بخشید؟