خط داستانی
لئونور مالپیکا زنی چهل ساله است که در فروشگاهی لوازم زیر پوش کار می کند، پسری دارد که در خارج تحصیل می کند، سگی به نام فیفی دارد و شوهر عالی ای دارد. عالی است تا اینکه یک روز با تماسی ناشناس در معرض شک در وفاداری همسرش جولیو قرار می گیرد. بدون درنگ، لئونور تصمیم می گیرد با چشم های خودش مطمئن شود که جولیو با زن دیگری رابطه دارد. اتفاقاتی آشفته و پر هرج و مرج آغاز می شود از جمله خدمتکاری که آرزو دارد ستاره سریال شود؛ خواننده باله با دو عاشق: پیانوی نواز در کلوپ شبانه که کار می کند و یک مقام بلندپایه دولتی؛ دوست دختر بازیگر تلویزیون که آشنا می کند او را با نام دخترش؛ و کارآگاهی که بدون دعوت وارد صحنه جرم می شود.