خط داستانی
پراتیما (کانان دوی)، پرستار، توسط جیانت (گانگولی) متقاعد میشود که به مدت یک روز وانمود کند همسر اوست تا پدرش، دکتر دیندایال (چودوری)، را قانع کند که به پول نیاز دارد. دکتر دیندایال از عروس جدیدش بسیار خوشش میآید و میخواهد او را به کشور ببرد جایی که بیمارستان خیریهای به نام همسر مرحومش اداره میکند. در آنجا دکتر بهات، رقیب دیندایال، با استخدام کارآگاهان متوجه میشود که پراتیما و جیانت ازدواج نکردهاند. او از این اطلاعات برای تلاش به اخراج دیندایال از بیمارستان استفاده میکند. راه حل در نهایت به حس مسئولیت رو به رشد پراتیما نسبت به تلاشهای پزشکی دکتر دیندایال مرتبط میشود.