خط داستانی
وانیا هیچ پولی ندارد و آخرین پوشش خود را هم بخشیده تا جانوران بیپول را نجات دهد. اکنون او گربه، سگ و مار دارد که در خانهٔ او زندگی میکنند. اما مشخص میشود که مار دختر پادشاه است و او حلقهای جادویی به عنوان هدیه برای نجات او به او میدهد. اکنون وانیا میتواند هر چه بخواهد آرزو کند و آرزویش برآورده میشود!