معجزه عادی
Ordinary Miracle
جادویی رشته شخصیت هایی می سازد که همگی جان می گیرند و به خانه اش می آیند: پادشاه، خادمانش، پرنسس، خرسی که در جسم انسانی گرفتار شده است - همگی در قاعده همان دسته. طرح اصلی حول خرس می چرخد که جادوگر آن را به انسان تبدیل کرده بود. خرس که می خواهد دوباره خرس شود می تواند با بوسه بر پرنسس دوباره به خویشتن خرسی باز گردد. وقتی عاشق همان پرنسس میشود که به خانهٔ جادوگر آمده کار به پیچیدگی میکشد؛ چگونه با هم باشند اگر یک بوسه تنها عشقشان را از بین می برد؟