خط داستانی
مه را که میان کلبه ها و یک اصطبل، شمع خانه، آب از جویبار، راهی برای نان در میانه است. و دوباره: علف خشک در اصطبل، بیل در مزرعه، سیب زمینی و شیر ترش. آهنگ همیشگی طبیعت و ریتم کار و زندگی انسان در آن ثبت شده است. زندگی مشترک. همانند شعر کرازوفسکی: «پدربزرگی بود و مادربزرگی، هر دو کهنسال بودند» تنها بیتش فرق میکند: «زندگیم خوب است. نمیخواهم دیگری.» تصویری گرم و صمیمی از دو کهنسال.