خط داستانی
این داستان کمدی لیرکی در دو روز گرم در یک روستای کوچک در جنوب بوهمی اتفاق میافتد. در کنار یک برکه کوچک، مهمانان تابستانی و جوانان محلی ملاقات میکنند. همانطور که در آثار هروبین معمول است، این داستان تضاد جوانی و پیری، زندگی و مرگ را به تصویر میکشد که توسط دانشجوی پزشکی زوزانا و محبوبش یرکا نمایندگی میشود.