خط داستانی
رولاند بنرر مدیر جوان و چابکی است که تنها مشکلی دارد: لیدیا، دوست دختر شاد او، در مدرسه ای دورافتاده و عجیبی درس می دهد. رولاند اکنون تصمیم می گیرد به آنجا منتقل شود. برای موفقیت، او نصف مدرسه را خراب می کند. او به ویژه به دانش آموزان دبستان دل بسته است... تنها پس از درهم تنیدگی های طولانی موفق به انتقال می شود. آنچه نمی داند: لیدیا در همان زمان انتقالش را به مدرسه او به دست آورده است!