خط داستانی
دکتر لیدیا با رئیس یکی از کلینیک ها در بوهاوم به اشتراک کارد و تخت می کند تا اینکه روزی کارگر فولاد قدکوهی با نام اووه در اتاق اورژانس حضور می یابد او با دوختن زخم بدون بی حسی به وی تاثیری عمیق می گذارد و لیدیا به این مرد شجاع علاقه مند می شود و در مخالفت با خواست والدین و جهان اطرافش به او عشق می ورزد