خط داستانی
فریس به عنوان راننده منطقه ای کار می کند و به اسمت عشق می ورزد که در یک فروشگاه پوشاک کار می کند. اسماعیل راننده شخصی مرد ثروتمند قاد است، از فریس می خواهد جای او را بگیرد و با فایزا، همسر قاد که برخلاف میل با او ازدواج کرده است، ملاقات می کند و به زودی عاشق او می شود