خط داستانی
در سانفرانسیسکو، کیرا کار روزانهای در یک انبار دارد، برای خواهرش که در شرق باستر صحبت میکند جک مینویسد، میخواهد خودش هم موادش را اجرا کند، با بهترین دوستش سیدنی که نقدهای غذا مینویسد همراه است و با هر زنی که میتواند بهسختی رابطه برقرار میکند. سپس هماتاقیاش او را با رابین معرفی میکند که تازه از رابطهٔ جدی خارج شده است و رابطهٔ کیرا با سیدنی دچار تنش میشود. در حالی که کیرا توسط یکی از قرارهای شبانهاش تعقیب میشود، خواهرش هم از او قدردانی نمیکند و یک شب در میکروفون باز به خوبی نمیگذرد. آیا این همهٔ زندگی است؟