خط داستانی
این فیلم درباره یک نقاش فقیر به نام چاندراکانت (خلیل) است که در آستانه خودکشی قرار دارد و با ستاره سینما، مانجیری (سولوچانا) ملاقات میکند. او با خیالاتی که او الهام میدهد، دوباره خلاقانه جوان میشود. جلسات مدلینگ مانجیری برای روایت بیوگرافی او استفاده میشود: مادرش یک فاحشه با قلبی طلا بود که مطمئن شد دخترش به خوبی تحصیل کرده است. چاندراکانت و مانجیری عاشق هم میشوند، اما او قبلاً متاهل است و همسر بدخلق و بدخلقش او را آزاد نخواهد کرد.