خط داستانی
داک، یک گربه با استعدادهای موسیقی، یک ارکستر سمفونیک از گربههای خیابانی را در اجرای اوورتور سیندرلا اثر جاکومو پوچینی رهبری میکند. او وارد سالن تمرین میشود و با لمسی از بهار، به بالای یک ساعت پدربزرگ که تریبون اوست، پرتاب میشود. یک موش به آرامی در تخت خواب جعبه کبریت خود درون ساعت خوابیده است، زیر پاندول در حال نوسان. در حالی که داک ارکستر را رهبری میکند، به جلو خم میشود و به طور بازیگوشانه پاندول را پایین میآورد تا موش در حرکت آن گرفتار شود و نوسان کند. گروه به نواختن ادامه میدهد. موش، حالا عصبانی، تلاش میکند تا صدای خود را از گروه بلندتر کند، اما صدایش توسط داک خفه میشود.