خط داستانی
شکرپا، اسب وفادار و پیر، از اینکه روزهایش در مزرعه به شمارش افتاده و جایگاهش در خطر است، زیرا صاحبش یک تراکتور خریده، نگران است و آن را خراب میکند. کشاورز خشمگین شده و شکرپا را از مزرعه اخراج میکند. شکرپا مصمم است تا پول لازم برای خرید یک تراکتور جدید برای صاحبش را به دست آورد و به عنوان بدل یک اسب مشهور در فیلمها کار میکند و به اندازه کافی پول جمع میکند تا یک تراکتور جدید بخرد. کشاورز او را میبخشد و به عنوان پاداش او را به سینما میبرد، جایی که شکرپا میبیند اسب ستاره تمام اعتبار را برای تمام بدلکاریهای شکرپا به دست میآورد.