خط داستانی
کتنیپ سرما خورده و میخواند که خوردن یک کلاغ تازه درمان قطعی است. کلاغی به نام بازی هیچ تازهتر از این نمیشود و وقتی کتنیپ او را در حال اسکیت روی یخ میبیند، تصمیم میگیرد او را بخورد. اما بازی هیچ قصدی برای تبدیل شدن به غذای گربه ندارد و به گربه میگوید که درمان بهتری برای سرماخوردگی دارد. بازی ترکیبی از فلفل، سس تابهسکو و خردل درست میکند که گربه را به یک نمایش آتشبازی تبدیل میکند و یک لامپ خورشیدی او را به آتش میکشد. گربه سوزان به بیرون به برف میدود، که ذوب میشود... و سپس روی او یخ میزند. بازی به اسکیت روی یخ ادامه میدهد.