تو هم اوتو
Et Tu Otto
سرجوخه اسنورکل احساس میکند که گروهانش او را دوست ندارد و به مشاوره کشیش اردوگاه سوامپی میرود. کشیش به سرجوخه توصیه میکند که با مردانش مهربان باشد و به کارها و سرگرمیهایشان علاقهمند شود. برای اینکه دوست بهتری برای گروهانش باشد، اسنورکل به مردان در کار بر روی سنگرهایشان کمک میکند. اما بیتل، لیوتenant کازمو، سرباز کیلر، سرباز زیرو، سرباز راکی و سرباز پلاتو معتقدند که سرجوخه دیوانه شده و به او حمله میکنند تا او را به حالت عادی برگردانند. حتی سگ بولداگ او، اوتو، نیز او را ترک میکند و به یک پودل فرانسوی میپیوندد.