خط داستانی
این داستان درباره یک خانم سالخورده است که در یک کفش زندگی میکند و بچههای زیادی دارد که نمیداند چه کار کند.... یا چیزی شبیه به این. یک روز، یکی از بچههایش - جک - میگوید "میدانم چه کار کنم" و با یک کیسه لوبیا میرود. خوب، برای کوتاه کردن داستان، ما به "جک و ساقه لوبیا" میرسیم و مادر در نهایت به یک زن ثروتمند تبدیل میشود. نمایش از یک چکمه کهنه به یک کفش پاشنهبلند درخشان تبدیل میشود!