گلهای قرمز، لبهای قرمز، شراب قرمز
Red Roses, Red Lips, Red Wine
تاجر هنر، تامان، از دستیار زیبایش نورا خواستگاری میکند، اما نورا عاشق کاپیتان هانس وستهوف است. در حالی که وستهوف برای فرار از زندان در ایتالیا پنهان شده، خبر مرگ قهرمانانهاش در وطنش گزارش میشود.